داستان برزویه از دو سبد سیب شروع شد.
همهچیز از یک دغدغه ساده شروع شد؛ یک مادر پرستار که میخواست برای بچههایش یک میانوعده سالم و خوشمزه پیدا کند.
در روزهای شلوغ زندگی، پیدا کردن خوراکیای که هم سالم باشد و هم بچهها دوستش داشته باشند، کار سادهای نبود. اول سراغ کمپوت رفتیم، اما خیلی زود به فکر راه دیگری افتادیم؛ سیب خشک.
دو سبد سیب تهیه کردیم و شروع کردیم به تجربه کردن. سیبها خشک شدند و نتیجه چیزی بود که خیلی دوستش داشتیم؛ یک میانوعده طبیعی، خوشطعم و ساده که میشد بهراحتی همراه داشت.
اما قصه همینجا نماند.
سیبهای خشک را به محل کار بردیم. همکارها امتحان کردند و استقبالشان بیشتر از چیزی بود که فکر میکردیم. بعد، سیبها با دوستان و آشنایان راهی سفر شدند و هر بار بازخوردهای خوبی گرفتیم.
کمکم یک سؤال در ذهنمان شکل گرفت:
چرا این محصول فقط برای خانواده ما باشد؟
تصمیم گرفتیم تولید را شروع کنیم. اول خیلی کوچک؛ با حجم کم و امکانات محدود. کمکم سفارشها بیشتر شد، تولید بزرگتر شد و ما هم قدمبهقدم جلو رفتیم.
بعد نوبت گرفتن مجوزهای لازم و حرفهایتر کردن کار رسید. این قسمت از مسیر اصلاً ساده نبود. سختی زیاد داشت، هزینه داشت، نگرانی داشت و روزهایی هم بود که واقعاً با خودمان میگفتیم:
«اصلاً چرا شروع کردیم؟»
اما ادامه دادیم.
هر بار چیزی یاد گرفتیم، یک قدم جلوتر رفتیم و دوباره شروع کردیم. مسیر طولانی بود، اما همین سختیها باعث شد برزویه آرامآرام شکل بگیرد و بزرگتر شود.
در ادامه، وقتی قرار شد برای کارمان نامی انتخاب کنیم، دنبال اسمی بودیم که فقط یک اسم زیبا نباشد؛ اسمی که معنا و ریشه داشته باشد و با چیزی که به آن باور داریم، ارتباط پیدا کند.
برزویه نام طبیبی در دوره ساسانی است؛ نامی که برای ما یادآور دانش و توجه به سلامت است.
این اسم برای ما یادآور همان چیزی شد که از روز اول دنبالش بودیم: سلامت، اصالت و کیفیت.
امروز که به مسیرمان نگاه میکنیم، هنوز آن دو سبد سیب را فراموش نکردهایم. چون برزویه از همانجا شروع شد؛ از یک دغدغه ساده یک مادر برای بچههایش.
از آن دو سبد، کمکم یک مسیر ساخته شد؛ مسیری پر از تجربه، سختی، یادگیری و ادامه دادن.
و هنوز تمام نشده.
برزویه؛ میوه خشک تازه، همیشه همراهته.